يحيى دولت آبادى

354

حيات يحيى ( فارسى )

دوم حمل بمجلس آمده نمايندگان را مجبور كنند به كار جمهورى خاتمه بدهند و از طرف مقابل نيز تهيه يك جمعيت سى چهل هزار نفرى ديده مىشود از روحانيان و تجار و كسبه و تودهء ملت كه ببهارستان ريخته مجال بجمهورىطلبان ندهند و نگذارند مجلس باينكار اقدام نمايد . روز دوم حمل مىشود نمايندگان در مجلس جمع ميشوند غائبين هم حاضر ميگردند كاركنان سردار سپه تقاضاى مجلس خصوصى مينمايند و منعقد مىشود در اين مجلس پيشنهاد ميكنند كه اگر اكثريت با دادن رأى موافق بجمهوريت همراه نيست و اين اقدام را خارج از صلاحيت خود ميداند مسئله را بافكار عمومى ملت جوع مينمائيم هرطور رأى عموم در تمام مملكت اقتضا كرد آن كار صورت بگيرد . پيشنهادكنندگان تصور ميكنند چون اين مراجعه با تلگراف به همه جا مىشود جوابها بتوسط حكومتهاى نظامى ميرسد در هرشهر يك صورت‌سازى شده عده‌ئى را بنام رؤساى طبقات دعوت ميكنند آنها هم اولا از جريان كارهاى مركز بيخبرند و ثانيا در دست حكومتهاى نظامى مجبور و مقهورند هرچه را آنها بنويسند ناچارند امضا نمايند و جوابها همه موافق خواهد رسيد و مجلس ديگر هيچ بهانه براى تعلل كردن در تبديل رژيم نخواهد داشت پيشنهاد را پانزده نفر بايد امضا كنند بنگارنده نيز تكليف ميكنند چون اصل پيشنهاد را كه لزوم مراجعه بآراء عمومى ملت و عدم صلاحيت مجلس را براى اقدام بچنين كار مىرساند درست ميدانم و صورت نادرستش را ميدانم عملى نخواهد شد و تأثيرى نخواهد داشت امضا مينمايم هنوز پيشنهاد بجريان نيفتاده و بمقام رأى گرفتن نرسيده است كه خبر ميرسد مشغول بستن بازار هستند كه خلق بسيارى ببهارستان ريخته از اقدام نمايندگان به كار جمهورى جلوگيرى نمايند اين خبر حواسها را پريشان مىكند بديهى است پيش از رسيدن اين خبر بمجلس بسردار سپه رسيده است او هم نگران مانده است كه چه خواهد شد و چون كم‌كم ملتفت شده است سخنان كاركنان او در مجلس كه ميگفته‌اند اكثريت هنگفتى با او موافقت دارند و هرچه را بخواهد ميتواند از مجلس به آسانى بگذراند حقيقت نداشته و البته فراموش نكرده است كه نگارنده حقيقت امر را در نداشتن اكثريت به او بيملاحظه گفته است پس از اطلاع بر يك چنين هيجان عمومى بر ضد او كه يقين دارد دست متنفذين در